X
تبلیغات
نماشا
رایتل

شرح ماده 2 اعلامیه جهانی حقوق بشر

چهارشنبه 26 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 20:14

با سلام و درود

ماده2اعلامیه جهانی حقوق بشر

(هر کس می تواندبدون هیچ تمایز "خصوصا از حیث رنگ جنس نزاد مذهب عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت و وضع اجتماعی ثروت ولادت یا هر موقعیت دیگر "از تمام حقوق و کلیه یازادی هایی که در اعلامیهحاضر ذکر شده است بهره مند گردد

به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد امد که مبتنی بر وضع سیاسی اداری قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی که شخص به ان تعلق دارد .خواه این کشور مستقل یا تحت قیومیت یا خود مختار بوده و یا حاکمیت ان به شکلی محدود شده باشد)

ماده اول بر دو اصل اساسی استوار بود که انها عبارتند از ازادی و برابری دراین ماده این دو اصل را برای تمام انسانها یکسان دانسته است و هر عاملی را که موجب نا برابری و عدم ازادی گردد محکوم می کند .

این ماده می گوید که تمام

انسانها از حیث برابری و ازادی هیچ تفاوتی ندارند و عوامل تفاوت میان انها از جمله مذهب جنس قومیت وغیره نمی تواندانها را از انسان بستاند یا بر کسی بیشتر کند.

حال عواملی که  نمی تواند برابری و ازادی و حقوقی که در این  اعلامیه است  از انسانها دریغ کند امده است که یک به یک بررسی می کنیم.

1.رنگ.

رنگ پوست انسانها در زمانهای قدیم موجب برتری انسانهایی بر انسانهای دیگر می شد و ازادی انها را می گرفت و بعضی را بر بعضی دیگر برتر می کرد .

بهترین مثال ان سفید پوستان در قبال سیاه پوستان بودند که سالیان درازی انسانهایی به خاطر اینکه رنگ پوستشان سیاه بود برده بودند تحقیر می شدند و مورد ظلم واقع می شدند ستمهای بسیاری بر انها تحمیل شدوچه رنجهای که نکشیدند وی رفته رفته  انسانهای ازاده ای یافت شدند که گفتند عامل برتری نمی تواند پوست انسان باشد و هیچ چیزی نشان نمی دهد که ان می تواند انسان را بر انسان دیگر تواناتر و بهتر کند و او بتواند بر او سرور باشد در نتیجه اعلامیه حقوق بشر نیز رنگ پوست را عاملی برای تبعیض حقوقی و نابرابری و عدم ازادی نمی داند و ان را در تمامی متن هایی که در باب حقوق بشر نوشته شده است گنجانده اند

2.جنس.

یکی از عوامل دیگری که باعث تضییع حقوق افراد می شد و ازادی و برابری را از انها می گرفت جنس بود .

زنان در طول تاریخ به مانند حیوان بودند و اصلا حقی برای انها متصور نمی شد انها را فقط ببرای لذت مرد و بقاینسل ادمیان مفید می دانستند و ذره ای ارزش نداشتند و در تمامی فرهنگها نیز این گونه بود .

تا همین اواخر رشد مدرنیته در جهان بهانسانها فهماند که فرقی بین زن و مرد از حیث ازادی و برابری حقوق نیست و انها نیز به مانند مردان دارای همان حقوقی هستند برای نوع بشر امده و ذاتی و فطری می باشد .مثلا تا الان اگر مردان اموزش می دیدند امروزه زنان نیز از اموزشبرخوردارن و حق خواندن و نوشتن دارند و نمی توان ان را اززنان دریغ کرد.

3.نزاد.

دیگر عامل برتری کهدر دوران مدرن بیشترین ضربه را نیز وارد کرده است نزاد است انسانهایی به گمان اینکه دارای نزاد خاصی هستند مثلا اریایی یا عرب یا غیره بر خود حق می دهند که انسانهای دیگر را تحقیر و موردظلم و ستم قرار داده و حتی از روی زمین بر دارند.

با فاجعه جنگ جهانی دوم انسانها در یافتند که هیچ نزادی بر نزاد دیگر برتری ندارد و از حیث ازادی و برابری و حقوق انسانی همه در یک مرتبه اند و برتری نزادی معنایی ندارد

4.مذهب.

یک از عواملی که بیشترین اسیب را به انسانها در طول تاریخ زده است برتری مذهب بوده برتری مذهب مسیحیت چه فاجعه ها که نیافرید و حتی در داخل خود مسیحیت بین کاتولیک ها و پروتستانها .

جنگ های بزرگی که در انگلستان بر سر برتری مذهب شد ودر دیگر نقاط جهان  به همین علت پس از سالها انسانها به این نتیجه رسیدندکه برتری ادیانی جز جنگ و خونریزی چیزیبه همراه ندارن بنابراین پذیرفتن که انسانها بر اساس مذهبشان نمی توانند بر دیگران برتری داشته باشند و هر کس با هر دین و مذهبی دارای ازادی و برابریبا دیگر انسانهاست و دارا ی تمامی حقوقانسانی می باشد.

5.عقیده سیاسی .

عقاید سیاسی انسان ها نیز عامل تبعیض نیست و این را در طول تاریخ انسان ازموده و به همان نتایج قبل رسیده است .

 به طور مثال کمونیست ها عقاید سیاسی دیگران را نمی پذیرفتند و چه فجایعی در شوروی رقم خورد وچه ضربه هایی که انسانها متحمل شدند بنابراین پس از سالها فهمیدند که عقیده سیاسی هر فردی محترم است و عامل نابرابری و تبعیض نمی تواند شود و نمی توان به خاطر عقیده سیاسی کسی او را از حقوق انسانی محروم ساخت البته تاکید می کنم که در تمانمی موارد بالا و مواردی که خواهد امد لزوما در دنیا تمام و کمال نیست بلکه نقصهای زیادی در دنیا است  منظور ما این است که اعلامیه حقوق بشر چه می خواهد بگوید و در بیان چه چیزی است .

6.سایر عقاید.

سایر عقاید مانند عقاید اقتصادی یا علمی یا غیره به طور مثال عقیده در باره چگونگی گردش زمین  باعث ان شد که گروهی بر خود حق دهند که عقیده مخالف انها که گالیله بود را از حقوقش محروم و او را ازار و اذیت کنند.

درکل باید گفت هیچ عقیده ای موجب برتری کسی بر کسی نمی شود و انسان با هر عقیده ای ازاد است و برابر با تمامی انسانها و بر خوردار از تمامی حقوق انسانی

7.ملیت.


انسانهایی در طول تاریخ بودند که بر اساس ملیت خود را بر دیگر انسانها برتر می دانستند و باعث

فجایع بسی

در دنیا شدند چه افراد بسیاری که مهاجدت کردند و ظلم های بسیار دیدند مثلا در کره که همزبان هم مذهب و هم نزاد بودند وقتی به دو ملیت کره جنوبی و شمالی تقسیم شدند این فرق باعث ان شد که خانواده های زیادی از هم جدا شوندو همدیگر را دیگر نبینند

8.وضع اجتماعی. به این معنا که از وضع اجتماعی خاصی یا طبقه اجتماعی خاصی  هر انسانی باشد فرقی نمی کند و تمام حقوق را دارا می باشد مثلا کسی که از طبقه تهیدستان بود  نباید از حقوق و ازادیش محروم گردد یا کسی که وضع مالیش بهتر است نباید از حقوق و ازادی بیشتری بر خوردار باشد.در طول تاریخ بسیار از این موارد در تمامی فرهنگها و سنن وجود داشت و با مطالعه کمی از تاریخ می توانند به بسیاری از انها برخورد کرد

9.ثروت. که به نوعی در بالا به ان پرداختیم

10.ولادت. تولد شخصی در منطقه ای یا سرزمینی یا جایی دور دست و مثلا بدون دولت نیز نباید اورا از حقوق و ازادیهای انسانی محروم کند

11. هر موقعیت دیگری به طور هر موقعیتی چه از لحاظ اجتماعی سیاسی اقتصادی فرهنگی عامل تبعیض و نابرابری نخواهد شد عواملی که در پاراگراف بعدی امده است نیز همان هایی را بیان می کند که در عوامل دیگر گفته شد پس نتیجه گرفتیم که هیچ عاملی باعث تبعیض انسانی بر انسان دیگر نمی شودو باید حقوق او را به رسمیت شناخت و ازادی و برابری اورا در نظر گرفت

با سپاس از خوانندگان محترم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo