X
تبلیغات
نماشا
رایتل

حقوق بشر و فرهنگ1

دوشنبه 8 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 22:22

حقوق بشر و فرهنگ1

حقوق بشر و فرهنگ1

حقوق بشر باید تبدیل به فرهنگ در ایران شود و مانند ناموس از ان محافظت کنیم .به نظرم اهمیت حقوق بشر در ایران ناچیز است و به ان مردم ارج و قرب کمتری  می نهند در حالی که حقوق بشر به مانند ناموس مردم باید شود و تجاوز ان به مانند تجاوز به ناموس انسان تلقی گردد.

به طور خلاصه حقوق بشر از این قرار است.(1.حق شناخته شدن  انسان  بدون هیچ گونه تبعیضی2.حق زندگی 3.منع بردگی 4.منع شکنجه و مجازاتهای غیر انسانی5.حق داشتن شخصیت حقوقی 6. حق حمایت مساوی با دیگران در برابر قانون 7.منع تجاوز به حقوق شناخته شده انسان در قوانین 8.منع توقیف و حبس و..خودسرانه 9.حق برخورداری از دادگاهی منصفانه و مستقل و بی طرف10.حق برخورداری از رجوع به محاکم برای استیفای حق   11.حق داشتن زندگی خصوصی و اقامتگاه اختیاری  12.حق رفت و امد ازادانه  13.حق داشتن پناهندگی 14.حق داشتن تابعیت 15.حق ازدواج ازادانه 16.حق مالکیت  17.حق ازادی بیان و عقیده . دین  و انتشار انها  18.حق ازادی مجامع و  گروه و جمعیت و تظاهرات  19.حق انتخاب حکومت گران کشورش 20.حق امنیت اجتماعی  21.حق  انتخاب ازادانه کارو داشتن  حقوق مکفی  22.حق شادی و تفریح و استراحت   23.حق داشتن رفاه نسبی  غذا و خوراک و پوشاک و مسکن و مراقبتهای پزشکی  24/حق اموزش و پرورش و تحصیل   25.حق داشتن فرهنگ و  استفاده از هنر  26.حق داشتن یک زندگی دموکراتیک)

به طور خلاصه حقوق بشر را گفتم. .به نظرم می رسد این حقوق بسیار مهم و حیاتی است و ما باید روز به روز به ان اشنایی بیشتری پیدا کنیم و در زندگی سرلوحه قرار داده و انها را خواسته اصلی خود بنهیم.

حقوق دیگری نیز برای انسانها وجود دارد که رفته رفته دراعلامیه های مختلف امد مثل حقوق کودکان و زنان و زندانیان و افرادی که پناهنده می شدند و یا حقوق مهاجرین به سرزمینهای دیگر که انها را نیز باید  در حدود حقوق بشر دانست.

در جامعه خودمان به لحاظ فرهنگی با بسیاری از این حقوق دچار مشکل هستیم  در این مقال من فقط می خواهم به وضعیت فرهنگی خودمان در مقابله با  این حقوق اشاره کنم .

در مقدمه بحث باید این را اشاره کنم که ما در مقابل فرهنگ خودمان دچار یک نوع  غلو بزرگی و بی معنایی هستیم  هر کسی را که می بینم اشاره به  فرهنگ غنی و عظیم  این ملت می کند و ما خودمان را با فرهنگ ترین مردم جهان می دانیم در حالی که اصلا این طور نیست  فرهنگ و تمدن های زیادی در دنیا و جود دارند که انها هم خود را بزرگ

 و عظیم به مانند مامی دانند و معیاری نیز نداریم که ما خود را برتر از انها بنشانیم و این فقط برای تعریف از خودمان به کار می بریم و سیاهی های فرهنگ و تمدن  ایران را نمی بینیم.

همین 400سال  قبل از این را بررسی کنم به در اوردن 40000چشم  از طرف اقامحمد خان  قاجار افتخار دارد؟یا به حرمسراهای شاهان  قاجار و ولنگاری های انها؟  کدام فرهنگ و تمدن؟مردمانی فقیر و بیسواد و ...حکومتگرانی  نوکر و بی لیاقت شاعرانی که مدح انها را می گفتند و هنری که هیچ نداشت و عارفان گردن شکسته  و صوفیا ن گریز از دنیا.

ما باید به فرهنگ خود درست نگاه کنیم و واقعی نه انطوری که دوست داشتیم بود. 150سال پیش در این مملکت  زنان هنوز کنیز بودند  ولی یکی از نمایندگان مجلس در یک کشور اروپایی برای حق رای زنان و حق ارث و ازدواج انها می جنگید.

در دبیرستان کتابهای فیزیک وشیمی و ریاضی و زیست و ...هر کدام  را می خواندم  کشف  دیگران بود و انگار ما ملتی در خواب بودیم کدام ابزار امروزی افتخار فرهنگ ماست؟ موسیقی سینما و تئاتر؟ماشین و موبایل و کامپیوتر و اینترنت و..؟

کدام یک از علوم نامی از ایرانی ها  دیده می شود افتخار ما شاید در برابر عرب ها باشدکه حضی از فلسفه و عرفان و شعر داریم .البته هیچکدام  دری برایمان نگشوده است .

در مقدمه می خواستم  انچه را که هست ببینید نه انچه که ارزو داشتید می بود.درباره فرهنگ خودمان واقع بین باشیم در این صورت می توانیم به این فرهنگ و تمدن و کشور کمک کنیم اگر بخواهیم خود را  فریب دهیم که  بهترین و فرهنگ و تمدن و سنت را دارا هستیم همین که هستیم خواهیم ماند.اگر به خود نیایم  ترکیه مولانا را می دزدد  تاجیکستان زبان مارا  و شیعه شناسی را غربیان و حوزه نجف و هکذا از این موارد.

با شناخت فرهنگ خودمان  حال می توانیم در یابیم که  در مقابل حقوق بشر  این دست اورد بشری چگونه می توانیم عمل کنیم و ان را وارد  گوشه گوشه زندگی خود کنیم .

حق شناخته شدن به عنوان انسان  و  حق زندگی و منع بردگی  موضوعهای اول ما ست که به ان می پردازم.منع بردگی سالهاست که در جهان ملغی شده است و ما مشکلی نداریم اما این را باید بدانیم که در اسلام  بردگی تلویحا بد بوده است امامان معصوم برای هر گناه انسان می گفتند برده ازاد کنید و ازاد کردن برده یکی از ارزشهای  اسلام است .امروز که منع برده داری از موضوعیت افتاده است به ان نمی پردازم ولی یکی دومطلب می ماندکه خالی از لطف نیت که نگویم.

در درس های دینی طلاب  که در حوزه علمیه می خوانند باید برده داری جزئ درس تاریخی باشد و  فی المثل  در تاریخ اسلام ان را بررسی کنند نه اینکه  وقتی  درس حوزوی می خوانند انبوهی از  حقوق  و مطالب  درباره برده داری و روش و منش و اداب و...انها را مورد مطالعه قرار دهند حال که برده داری منسوخ شده است باید از باب تاریخی ان را کنکاش کنند نه اینکه وقت بسیاری بر سرانبوهی از  حکمهای فقهی در باب برده ها و کنیزان را در برنامه درسی خود بگنجانند نه لازم است و نه ضروری و وقت  طلاب را می ستاند به نظرم در این باره بزرگان و علما و فقها باید چاره ای بیندیشند.

موضوع بعدی در نگاه فرهنگی ما به زنان است که متاسفانه هنوز انان را به صورت کنیزکانی در اختیار خود می دانیم از الفاظمان گرفته تا عملمان نشاندهندی نوعی بردگی پنهان است  همین لفظ ضعیفه را در فرهنگ گفتاری خود بنگریم این گونه الفاظ زیبنده انسان قرن 21 نمی باشد و همینطور در شیوه رفتارمان در برابر خانمها انبوهی از روش  کنیزکی دیده می شود .

اصلاح این نوع فرهنگ  به اموزش افراد از کودکی بستگی دارد که بگوییم در گذشته انسانی را بر انسان دیگر برتری بود  ولی امروزه من و تو و زن و مرد  تفاوتی  ندارند همین ایه معروف که همیشه امامان جمعه  در اول خطبه می گویند که  کسی را بر کسی برتری  نیست مگر به تقوا.بهترین نمونه ایست که می توان اموزش داد که انسانها با هم مساویند.

اما در باب حق زندگی .ارزش جانی انسان و زندگی او که معنای حق زندگی است در فرهنگ و اداب و رسوم این دیار حق زندگی در نظر و تئوری (منظورکتب دینی و..)مهم تلقی شده است در قران کشتن یک مسلمان برابر کشتن تمامی مسلمانان است.

ولی درنگاه امروزی  ما ایرانیان حق زندگی اصلا مهم نیست .همین رانندگی را ببینید سالانه  هزارا کشته .چرا؟اهمیتی برای ما ندارد که فردی  بمیردولی جالب است که پس از فوت فردی  در عزای او سوگواری بسی بی نهایت می کنیم .

همین که در فرهنگ ما جا افتاده است که مرده پرستیم و مردها را بیشتر  ارزش می دهیم  یا می گوییم تا طرف زنده است  اهمیتی ندارد همین که می میرد همه  می ایند.اینها نشان دهنده فرهنگ مرده پرستی ایراینان و بی ارزش بودن زندگی است . همین طرز تفکر باعث  کشته شدن این همه ادم در تصادفات رانندگی است.دیدم در تلوزیون فردی بدون کلاه ایمنی با موتور تک چرخ می زند خبر نگار پرسید نمی ترسی بیفتی از موتور و بمیری  جوان جواب داد نه مردم که مردم.

می بینید که براستی ما حق زندگی را ارج نمی نهیم و ارزش برایش قائل نیستیم  .این درست نیست و باید ان را اصلاح کنیم .

قصه مواد مخدر را در کشور ما ببینید  برخورد سخت در اوایل انقلاب نتوانست از میزان ان کم کند  ایران بیشترین مصرف کننده مواد مخدر است سالانه تعدادی از افراد شریف نیروی انتظامی از بین می روند به خاطر این مواد مخدر  و سالها هزاران تن کشف می شود و  هر سال چندین نفر اعدام می شوند که متاسفانه مارا در ردیف اول اعدام کنندگان در جهان قرار می دهد.

بیشتر این اعدامی ها  قاچاقچیان مواد مخدر هستند گروهی قاتلین و سارقین و محارب و...که تعدادشان اصلا قابل مقایسه با  اعدامی های  مواد مخدر نیست.بحث من اینجاست که راهکارهای مهار مواد مخدر فقط اعدام زیاد قاچاقچیان نیست  راههای دیگری نیز وجود دارد ولی همان فرهنگی که گفتم بی ارزش بودن حق زندگی  در فرهنگ  ما ایرانیان راحترین راه حل را  بر گزیده ایم و  سریع اعدام می کنیم اگر راه حلی همتراز اعدام  هم یافتیم به ان عمل کنیمبهتر از اعدام است ولی باز هم چاره را در اعدام می بینیم..

اصلا نمی خواهم بگویم که قاچاقچیان مواد مخدر انسانهای خوبی هستند و نباید مجازات شوند می خواهم بگویم که در مجازات انها به علت فرهنگ غالب هزاران ساله بر ما ایرانیان اول به  فکر حذف فیزیکی انان هستیم سریع به این نتیجه می رسیم که حق زندگی را از انان سلب کنیم.

در قانون گذاری ما هم همینطور است وقتی برای جرایم سنگین  قانون می گذاریم همین که  جرایم سنگین را بر می شماریم سلب حق زندگی را به عنوان مجازات  کنار ان قرار می دهیم.این در ذهن ما ملکه شده که به محض برخورد با عمل ناشایستی از قبیل تجاوزبه عنف  و مواد مخدر و سرقتهای همراه با قتل  به فکر حذف فیزیکی طرف می رویم کمتر به چاره اندیشی عمیق می پردازیم  و یا راه حلهای دیگر.

در یکی از شهرهای مذهبی ایران قم 10 نفر جوان 20 و21و22ساله یک دختر افغانی 17 ساله را در یک شب  به او تجاوز کرده و  در زیر پل او را سوزاندند هولناک بود  واقعا مغز ادم سوت می کشد چگونه ان جوانان به همین راحتی  از یک فرد حق زندگی را گرفتند  این به علت  نترسیدن نبود وگرنه انها می دانستند که برای همان تجاوز هم اعدام می شوند این به خاطر این بود که  زندگی براتی انها ارزش مفهومی نداشت  وگرنه اگر یک لحظه  فکر می کردند که بعد از این اعدام خواهند شد و  به حق زندگی خود احترام می گذاشتند دست به این عمل وحشیانه که دل هر بشری را به درد می اورد نمی زدند.

باید تحقیق شود که چرا 10جوان دست به چنین اقدامی زدند؟می دانم که عوامل زیادی در این  جا مهماست ولی  این هم اهمیت کمی ندارد که حق زندگی و ارزش زندگی کردن و ترس از مرگ در بین ما ایرانیان متاسفانه بی ارزش شده است و براحتی  از مردن خود می گوییم .

لوله بخاری خراب است  می گوییم فوقش چه می شود میمیریم.این چه استدلالی است که می کنیم مطمئن باشید این به فرهنگ ما ربط دارد که  زندگی کم اهمیت است  ارزشی ندارد و این در تمام زندگی ما تاثیرش را می گذارد.

قران که کتاب دینی ما مسلمانان است می گوید قاتل باید قصاص شود ولی بهتر است که او را ببخشید.در این صورت چگونه است که ما امار اول اعدام را در جهان داریم ؟به نظرم همان تفکر فرهنگی ما که به حق زندگی ارزشی نمی دهیم.

مثال دیگریکه در فرهنگ ما می توانم بگویم همین   به یاد داشتن انسانهای بزرگ در تاریخ ماست  شهادت حضرت علی (ع)

چگونه پارچه های سیاه می کشیم و تعطیل رسمی می کنیم ولی در روز تولدش انگار نه انگار. اتفاقا در ان روز باید شاد باشیم و ازین ببندیم که چنین مرد بزرگی پا به عرصه وجود گذاشت.  روز شهادت مرتضی مطهری  می شود  مراسم و بزرگداشت یاد ما می افتد.ولی روز تولدش !

این ریشه در فرهنگ ما دارد می بینید که حق زندگی چندان برای ما مهم نیست و مردن بسیار ارزشمندتر است.به نظر من این فرهنگ یکی از فرهنگ های افراطی ما است باید که روز شهادت  حضرت علی (ع)مهم باشد ولی حداقل روز تولدش نیز به همان اندازه مهم و باارزش بدانیم و خوشحال و شاد باشیم ولی می بینید که با یک لوگو گوشه تلویزیون  وظیفه خود را تمام می کنیم.

به اندازه کافی در این باب سخن گفتم و انچه را که بر ما می گذرد را به دست دادم.درنوشتارهای بعد به نسبت فرهنگ و شکنجه و مجازاتهای  سخت و غیر انسانی بدن می پردازم و همین طور در نوشته های دیگر یکایک حقوق بشر را با فرهنگ ایران می سنجم تا بهتر به تمامی زوایا توجه کنیم.

پایان

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo