X
تبلیغات
نماشا
رایتل

شادی و تفریح در ایران

یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 21:27

تفریح و شادی

انسان حق دارد که تفریح کندو شاد باشد.کمتر کسی بشر در این جهان ÷هناور می شود یافت که با این جمله مخالف باشند .

اکثریت انسانها می گویند بله.انسان به تفریح نیاز دارد و به شادی و خوشحالی .

ان عده قلیل  صوفیان و دنیا گریزانند که ان را قبول ندارند و بشر را توصیه به نهادن جهان به کناری و ریاضت و سختی  می


تفریح و شادی

انسان حق دارد که تفریح کندو شاد باشد.کمتر کسی بشر در این جهان ÷هناور می شود یافت که با این جمله مخالف باشند .

اکثریت انسانها می گویند بله.انسان به تفریح نیاز دارد و به شادی و خوشحالی .

ان عده قلیل  صوفیان و دنیا گریزانند که ان را قبول ندارند و بشر را توصیه به نهادن جهان به کناری و ریاضت و سختی  می کنند و هستند انک  افرادی نیز  شادی را در گریه  می بینند و تفسیری  تک نفره  از ان ارائه  می دهند و می گویند ما این گ

ونه شاد می شویم و تفریح ما در گریه و زاری است.

می خواهم بگویم که از انها بگذریم و به عموم مردم دنیا برسیم که همه شادی ونشاط و تفریح می خواهندو کثیری از انها  مدعی هستند که برای شادی و نشاط زیست می کنیم .از این جماعات نیز  در گذریم .در همین نقطه بمانیم که مردم دنیا  تفریح می خواهن و شادی را دوست دارند.

گفته شده است که فیلسوفان و روانشناسانی  می گویند که انسان ذاتا رجوع به غم دارد و لاگر رهایش کنی به سمت اندوه روانه می شود.باید با لوازم و ابزار او را به سمت نشاط و شادی سوق داد و لازمه ان تفریحات است که باید به و جود اید تا شادی تولید کندتا که انسان از غم جداشود.

این  نوشته  به این پرسش می خواهد پاسخ دهد که چگونه مردم شاد می شوند ؟ تفریحات باید چه باشد که انسان را سر شوق بیاورد ؟چه کاری انجام دهیم که جامعه شادی داشته باشیم؟

ما قبلا این پیش فرض ها را داریم که شادیو تفریح خوب است مردم خواهان ان هستند برای اینکه جامعه پیشرفته و خوب داشته باشیم با کمترین مشکلات ازومش جامعه ای است که مردم در ان شاد باشند در کل شادی چیز خوبی است و باید در جامعه زیاد باشد و مردم را به طرف ان سوق دهیم.

قبل از هر کاری می خواهم به تجربه و تاریخ رجوع کنم تا کمی زوایای نوشته برای شما روشن شود.مثلاتجربه انسانی به ما می گوید که مردن همراه با غم است ایا می تولان در مراسم عزاداری یا ترحیم خندید و شاد بود؟جواب خیر است .یا وقتی کسی تصادف کرده یا برای او مشکلی پیش امده است شادی نمی توان کرد و حالت حزن و اندوه اورا خود بخود فرا خواهد گرفت بهلحاظ تجربه ما می دانیم که انسان با رنگهای زرد و سبز و ابی و غیره شاد می شود و سیاه رنگ غم است برای همین در سرتاسر تاریخ در مراسم عروسی رنگ شادبه همانهایی گفته می شود که در بالا اشاره شد ودر مراسم عزا رنگ سیاه بگذریم از بعضی استثنائات که اینجا سخن از انها نمی رود ور در مقدمه  گفتم.

پس بسیاری از عاملها و لوازم شادی را به تجربه انسان اموخته است .در طول تاریخ هم انسانها در زمان جنگ باطبع شاد نبودند یا زمانی که  کوچ اجباری از سرزمین خود به سرزمین دیگری داشتند یا مثلا در زمانی که جنگی به پایان می رسید مردم شادمان می شدند .در هر صورت تاریخ نیز به ما نشان می دهد که شادی در کجا و چگونه برای انسانها فراهم می شد.

در اداب و سنن انسانها در تمام جهان نیز اگر نظاره کنیم  می بینیم که در اغاز فصل بهار که گل و گیاهان رویش می کردند انسانها شاد بودند در رسیدن محصولاتشان جشن بر پا می کردند.

جشن های مردمان قدیم نیز نشان می دهد که انها در زمانی که  خوشحال بودند جشنهایشان را پایه گذاری کرده اند .در روز تولد پیامبرشان یا در مبعث رسولشان .

در نتیجه با نگاهی  به تاریخ و تجربه و فرهنگ ادمیان پی به شادی و نشاط و تفریح انان  می بریمو این  سر لوحه  کار من است برای ادامه نوشته ام.

حال امروز برای اینکه یک جامعه شادو پر حرارت داشته باشیم باید به این 3مورد نگاه کنیم و شادی ا در جامعه بیافرینیم و بسط دهیم.

به طور مثال در زمان تولد مسیح مسیحیان جشن بر پا می کنند این عامل برای جامعه مسلمانان  شادی اور نیست چون برای فرهنگ او نیست در تاریخ انها جای ندارد و اصلا ان را تجربه نکرده اند بنابراین باید بگردیم و برای انها باصطلاح از جنس خودشان شادی و تفریح تولید کنیم اما  مشترکات زیادی نیز و جود دارد که تمامی  انسانها ان را عامل شادی می دانند مثل عروسی که در تمام فرهنگها شادی اور است.

پس به نتیجه دیگری نیز رسیدیم که ایجاد شادی به فرهنگ و تاریخ سرزمین و  جامعه بستگی دارد و همینطور بسیاری نیز  عمومی می باشد.

در ایران ما دارای 2فرهنگ یکی اسلامی و دیگری ملی می باشیم در این اواخر کمی فرهنگ غربی نیز به ان اضافه شده است .حال باید بگردیم و اموری که به  مردم ما شادی  می دهد دریابیم و ان را فربه کنیم در فرهنگ ملی هر چه نگاه می کنیم از غم ازادیم.یعنی چیز  اندوهناکی نداریم پراست از شادی و نشاطعید نوروز 13بدرجشن مهرگان جشن اسفندگان چهار شنبه سوری که عمده ترین انها می باشد حال با اهمیت دادن به انها می توانیم  شادی و نشاطی  بسیار در جامعه به و جود اوریم  قبل از عید مردم در حال خریدند روزهای عید به مسافرت می روند که در روحیه انها تاثیر بسیار دارد 13 بدر به طبیعت می روند  و چهارشنبه سوری اتش بازی می کنند  ان دو جشن دیگر در ایران کمی غریب است که باید سعی کنیم انها را نیز به مردم بشناسانیم و مردم از انها نیز لذت ببرند ما به فلسفه وجودی انها کاری نداریم  هر چیزی که باعث شادی در جامعه است باید کمک کرد که فربه شود.

در فرهنگ اسلامی شیعی ما بسیار غم بر شادی  می چربد که این از تاریخ و قایع ان ناشی می شود بسیار بحثها و جدل ها که پیرامون ان در نگرفته است البته با یه حساب سر انگشتی می توان دید که فرهنگ شیعه بر اندوه تکیه دارد .

نمی دانم چرا انسان بزرگی چون امام علی (ع) روز شهادتش  پر اهمیت تر از روز تولدش است  این انسان  روزی که پا به این دنیا گذاشته  سر لوحه ما شده است و ان روز را باید ارج نهیم نه اینکه روزی که از بین ما رفته است  یا روز تولد دیگر امامان شیعه.

به نظرم به لحاظ تاریخی این چنین شده است  .دیگر روزهای مهم برای شیعیان نیز این گونه است  و روز عزاداری فربه تر از روزهای جشن برای  شیعیان بوده است .

فرهنگ غربی نیز وقتی پایش به کشور ما رسید مردمان ما جشن و سرور انها را گرفتند برای  شادمانی خود مثلا روز ولنتایمکه مختص غرب است اما در اینجا نیز ان را مورد استفاده قرار دادند.

در هر صورت در نگاهی گذرا به وضعیت شادی در ایران به علت غلبه فرهنگ دینی  و کم بودن شادی در شیعیان  جامعه ما از یک فقر شاد بودن رنج می برد و این مختص امروز و دیروز نیست و قرن هاست که با این وضع مواجه هستیم.

در این نوشتار به شادی  پرداختم که در ایران وضعیتش چگونه است و چرا  و بدانجا رسیدم که شادی در ایران به علل فرهنگی بسیار نایاب است  عوامل دیگری نیز دخیل است که می توان در دولت  خلاصه کرد و دولت را نیز عاملی برای نبود شادی و تفریح دانست که در نوشتاری دیگر به ان خواهم پرداخت.

با سپاس

 
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo